![]() |
![]() |
|
| زندگی کوتاه تر آن است که به دلتنگی بگذرد |
|
رهایم کردی و رهایت نکردم.
گفتم حرف دل یکی است ... هفتصدمین پادشاه را هم اگر به خواب ببینی کنار کوچه بغض و بیداری منتظرت خواهم ماند چشمهایم را بر پوزخند این و آن بستم وصدای تو را شنیدم .. دلم روشن بود که یک روز ... از زوایای گر یه هایم ظهور میکنی حالا هم از دیدن این دو سه موی سفید آینه تعجب نمی کنم فقط کمی نگران می شوم... می ترسم روزی در آینه تنها دو سه موی سیاه منتظرم باشند وتو از غربت بغض و بوسه بر نگشته باشی تنها از همین میترسم به امید دیداری دوباره.......................
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت توسط فاطمه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من غریبه دیروزم آشنای امروز و فراموش شده فردا.......پس در آشنای امروز مینگرم تا در فراموشی فردا یادم کنی........
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
| پیوندها |
|
صدای سکوت ...دوستت دارم امابی صدا... قاصدک تنهای من بودیم و کسی پاش نمی داشت که هستیم از چه دلتنگ شدی؟ |
|
RSS
|