![]() |
![]() |
|
| زندگی کوتاه تر آن است که به دلتنگی بگذرد |
هر کاری کردم که تورو گم کنم از خاطره ها... به در بسته خوردم و باز از تو گم شد لحظه ها... خاطره های بودنت چه جورفراموشش کنم؟؟؟ دلی که آتیشش زدی چه جوری خاموشش کنم؟؟؟ جای نگات رو پر نکرد هیچ کسی با هرچی که بود...انگاری تو خون منی تو پوست و گوشت و تاروپود... دروغ نمی گم بعد تو خیلی ها رفتن اومدن... اما تو نگاه من هیچ کدومش تو نشدن... فکر نکنی ازت می خوام بیای و با من بمونی...اینا رو گفتم که فقط صداقتم رو بدونی... من نمی خوام که مثل تو هرزی باشم توی دمن...من عاشق عشق می مونم... من عاشق عشق می مونم... من عاشق عشق می مونم... تو دیگه مردی واسه من...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت توسط فاطمه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من غریبه دیروزم آشنای امروز و فراموش شده فردا.......پس در آشنای امروز مینگرم تا در فراموشی فردا یادم کنی........
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
| پیوندها |
|
صدای سکوت ...دوستت دارم امابی صدا... قاصدک تنهای من بودیم و کسی پاش نمی داشت که هستیم از چه دلتنگ شدی؟ |
|
RSS
|