تبليغاتX
حرف دل - جدائی..........
زندگی کوتاه تر آن است که به دلتنگی بگذرد

 

ازعشقم جدا شدم


من شمعداني بودم و او پرپرم کرد


برگ درختي بودم و خاکسترم کرد


هر روز با يک خاطره، با بال رويا


پرواز مي کردم،که بي بال و پرم کرد


گفتم نرو تنهايم اي همزاد باران


رفت و نگاه آخرش تنهاترم کرد


او سنگ زد بر شيشه احساس هايم


خون را ولي مهمان چشمان ترم کرد


وقتي که گفتم هر چه ميل توست باشد


مثل غروري ايستاد و باورم کرد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت   توسط فاطمه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من غریبه دیروزم آشنای امروز و فراموش شده فردا.......پس در آشنای امروز مینگرم تا در فراموشی فردا یادم کنی........

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
پیوندها
صدای سکوت
...دوستت دارم امابی صدا...
قاصدک تنهای من
بودیم و کسی پاش نمی داشت که هستیم
از چه دلتنگ شدی؟
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان